![]() |
![]() |
|
| هیچی .... |
|
چرا باید دروغ بگم ؟
خیلی دوست دارم ... امیدوارم هیچوقت این وبلاگ رو نبینی ... امیدوارم هیچوقت نفهمی که چقدر دوست دارم الان که دارم این متن رو مینویسم ، بهم اس ام اس دادی که کار مهمم چیه ... میدونی چیه ؟ نمی خوام بیش از این دیگه اذیتت کنم ... نمی خوام مانع این بشم که به خاطر یکی که لیاقتت محبتت رو نداره آیندتو خراب کنی ... آره ... می خوام باهات خداحافظی کنم ... هر بار که یادت میوفتم یه گلولس که به مغزم شلیک میشه واو مث اینکه قضیه خیلی عشقی شد ، منم که بی تجربه تو نوشتن از عشق ، محبت ، دوست داشتن من کاری کردم که بازنده شدم ... نمی خوام با کار خودم اون پسر بیچاره رو هم بازنده کنم ... یه عذر خواهیم بهت بدهکارم .. ببخشید که وبلاگت رو اینطوری کردم ... همیشه توش راجع به تو مینویسم ... خیلی دوست دارم .... خیلی !!! حیف کاری کردم که مانع از با هم بودنمون شد :| |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه یازدهم فروردین 1388ساعت 1:25 توسط هومن |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
| نوشته های پیشین |
|
فروردین 1388 |
|
RSS
|